![]() |
![]() |
|
| كَهو آسِمونِ كِمبه سفارِش ........................ هر كِجه يار شُونه نَهيره وارِش |
|
دو بیتی / عقل بی درد
در دلم هرگاه که با عشق تو سودا می کنم یا که زلفان سیاهت را چلیپا می کنم عقل بی درد را در آشفته بازار خیال چون یکی دیوانه ، در ویرانه پیدا می کنم
- باز گشت دلم دیگر هوای یارندارد به کارهیچکس هم کار ندارد سلامی را دیگر پاسخ نگوید نگاهش وعده دیدار ندارد به کنجی می خزد همچون کر و لال ز عشق و عاشقی گفتار ندارد و گر لیلی نشیند بر سر راه سر و پا گم ، چو مجنون وار ندارد ز بس طاق دل یاران فرو ریخت حدودی جز رود بر دار ندارد گسست پود محبت را زدنیا نشان از یار خود یک تار ندارد هنوز گامی نزد فهمید در این ره امیدی جز به مهر یار ندارد ۱۳۷۰/۱/۲۳سوادکوه زیرآب/ ایران منش - جوابم کن بیا امشت شهابم کن ز مهرت آفتابم کن برای دشت تفتیده سرابم من تو آبم کن ببخشای عمر طولانی به امواجی حبابم کن بمثل مست میخانه خرابی تو ، خرابم کن بفریاد سکوتم رس شکن صبر و شتابم کن بیافزای بر غرور من تو هم مشق از کتابم کن وگر نالم ز جور تو از این دنیا بخوابم کن بیا امشب به رفتارت جوابم کن جوابم کن ۱۳۷۰/۵/۹ سوادکوه زیرآب |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 دی1390ساعت 23:19 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
باز هم تولدم ( 19 دی سالروز تولد وبلاگ اساس ) مصاحبه مجازی سی تک با قاسمعلی ایران منش مدیر وبلاگ در دنیای مجازی خیلی اتفاق ها می افتد که در دنیای عینی و فیزیکی یا امکانش نیست و یا به ندرت حادث می شود . چندی پیش کامنتی - نظری - خصوصی از طرف جناب سی تک گذاشته شد که قصد دارد بصورت مجازی و غیر رو در رو با من مصاحبه کند و من نیز بی هیچ شرط و شروطی قبول کردم ، اما او یک شرط داشت که این گفتگو به زبان مازندرانی باشد و من نیز پذیرفتم ، و لذا آنچه در این پست می آید حاصل یک هفته مصاحبه من با سی تک می باشد که خدمت شما تقدیم می شود . سی تک: با سلام و تشکر از جناب آقای قاسمعلی ایران منش - مدیر وبلاگ اساس - که پیشنهاد مه ره قبول هاکرده تا در این فضای مجازی در خلمت ایشون دووشم .
ایستگاه ترانه های مازندرانی ایستگاه اشعار مازندرانی ایران منش : و همچنین من هم خدمت سی تک و خواننده های عزیز عرض سلام دارمبه و تشکر از جناب سی تک که باب گفتگو ره در فضای مجازی بدین شکل پی بیته تا بیشتر در خِلمت خوانندگان وبلاگ اساس دوُشیم و ویشتر شه خد ره معرفی هاکنیم . سی تک : اول شِه خِد معرفی هاکن ؟ ایران منش : من قاسمعلی ایران منش هستمه فرزند بزرگ حسینعلی ایران منش و ننه سنجابی . سی تک : کجه به دنیا بیموئی و چند سال سن دارنی ؟ ایران منش : من اساس دله به دنیا بیمومه ، همین جه که الآن ابوالخیر عمو خنه مکان هسته قبلا اسماعیل گت ببا خنه بیه که اینجه متولد بهیمه و الآن طبق شناسنامه ۴۵ سال و ۸ ماه و ۲۹ روز سن دارمبه . سی تک : ته مدرک و ته شغل چچی هسته ؟ ادامه . . . . . . . ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 دی1390ساعت 0:0 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
این هم مجموعه سی تک
منزل حاجی حسینعلی ایران منش که شرح را داده بودم البته تمام کار نیست . این منزل متعلق به همه است لذا برای هماهنگی کافیست به قول امروزیها یک تک بیندازید . بدون تعارف از همه کادو میخواهم اما از حنس ابزار و آلات زندگی قدیم که بعضی ها آنرا به دور می اندازند یا در بخاری هیمه ای می سوزانند .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1390ساعت 21:25 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
|||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 دی1390ساعت 8:3 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|||||||||||||||||||
|
بنام خدای یلدا ، دختر دراز گیسوی مادر رنجکشیده ام ایران
دیشب افتخار داشتم به مناسبت چله شو - یلدا - میزبان بخشی از هنر مندان و هنر دوستان مازندرانی باشم . از جمع هنر مندان آقایان ابولحسن خشرو ، محمد علی کاظمی ، احمد طاهر پور ، رجب رمضانی ، ارسلان طیبی ، ایوب برزگر نژاد ، احمد اصغری ، عبدالهی و خانم ها توران آرام ، فریده یوسفی و حوران یوسفی حضور داشتند که با اجرای زیبایشان این شب را مانا کرده اند . جا دارد عرض کنم عزیزانی همچون آقایان کیوس گوران ، حسینعلی طیبی و محمدرضا اسحاقی بعلت کسالت جسمی نتوانستد در جلسه حضور یابند که تائیداتشان از برنامه قوت قلبمان بود تا انشالله در شونیشت های دیگر حضورشان گرمی بخش محفلمان باشد . البته آقای علی حسن نژاد دوست و فامیل عزیزم هم جضور داشت که بخش فال حافظ و اجرای هنر مندان را مدیریت می کرد البته شعر زیبایی هم خودش خواند . بعد از بیان دغدغه های خودم - ایران منش - علی حسن نژاد اجرای برنامه را بدست گرفت و ابتدا از استاد محمد علی کاظمی خواست تا فال حافظ بگیرد استاد کاظمی دیوان حافظ را در دست گرفت و از استاد خشرو خواست تا نیت کند و خودش حافظ را به شاخه نباتش قسم داد تا این برنامه شونیشت ماندگار شود و دیوان را باز کرد و این غزل را خواند :
برخلاف عادت قرائت قرآن را نه در آغاز که در متن برنامه قرار دادم و دوست خوبم حامد دیانی با صدای زیبایش آن را قرائت نمودند که بسیار دلنشین روحانی شده بود . برنامه را با همراهی دوست عزیزم محمد غلامی مدیر استریو ماهور و نیز با مشورت استاد کیوس گوران یک شب بعداز چله شو -یلدا- انتخاب کردیم تا شب یلدا از آن خانواده ها باشد . بگذریم که من و علی آقای حسن نژاد با هم برنامه ها را مدیریت می کردیم که علی آقا با هنر مندی خود حاشیه ای برای مدیریت مان ساخته بود . در این برنامه همگان یعنی هنرمندان و هنر دوستان تاکید داشتند این شونیشت ادامه یابد و عزیزانی هم میزبانی آن را استقبال نمودند و با ژیشنهاد مهندس کاظمی و استقبال حضار از میان جمع دکتر علی رمضانی پاجی ، سرکار خانم فریده یوسفی ، علی حسن نژاد ، محمد غلامی ، رضا ایمانی و قاسمعلی ایران منش بعنوان هیات برگزاری شونیشت انتخاب شدند تا با تهیه تشکیلاتی مردم نهاد این نشست آئینی را سر و سامان دهند . کمبود جا دلیل شد تا این شونیشت با عدم دعوت از عزیزانی برگذار شود که غم آن همچنان مرا می رنجاند ، باشد تا ... کمال و حسین از جمله سنجابی های فامیل بودند که در پذیرایی با همسر و دخترم همراهی کردند . " کچیله نون " نان خشک قندی محلی که نعمت الله سنجابی با همکاری همشیره خود تهیه دیده بود معرکه بود و سوغاتی شد تا میهمانان عزیزمان دست خالی بدرقه نشوند و آبروی ما حفظ شود و . . . برای پذیرایی " دشو " تهیه کردیم که فراموش شد سر سفره بیاید و همچنین فراموش شد تا شمعی که برای این شب تهیه شده بود و در کنار قرآن و دیگر کتاب ها در مرکز برنامه بود را روشن کنیم .
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 دی1390ساعت 11:58 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
درود |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 آذر1390ساعت 20:6 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
چرا از بعضی اسم ها دیگر خبر نیست ؟
روزگار میگذرد و همه چیز رنگ و رو عوض می کند حتی اسم ها ، در اساس ما هم اين قانون نانوشته جاي پا دارد و اسم هايي كه روزگاري پر طرفدارترين در بين افراد بود ديگر انتخاب نمي شوند و از آن اسم ها ديگر خبر نيست . چرا ؟ در اين پست اسامي اشخاصي كه در اساس ديگر نام گذاري و انتخاب نمي شوند را مي آورم تا با هم براي اين سوال جوابي بيابيم . از صاحب نام هاي زير بعضي ها زندگي را بدرود گفته اند كه خدا بيامرزدشان و بعضي ها هم در قيد حيات هستند كه از خداوند رحمان و رحيم طول عمر با عزت و سلامتي براي اين عزيزان را آرزومندم. اسم خانم ها : سيد بلور ،گلابی، بموندی،گلبوته،،شيرين ، عاروس بئي زوبيده ،ماري ، ثَروت ، گِلزاده ، گَلون ، مُنور ، مارجاني ، شَهنا ، شَرنو (شهر بانو)،مُندسه ، و . . . اسم آقایان : بابعلی ، کلداش ، پیرجان،گدا ، ببو گل ، برار گل ، ، و . . . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آذر1390ساعت 8:7 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
ضرب المثل های پارسی
در جدول زیر ضرب المثل های پارسی بر اساس حروف الفبا دسته بندی شده اند که شما عزیزان علاقمند به آشنایی هر چه بیشتر زبان پارسی می توانید با کلیک روی هر حرف ضرب المثل هایی که با همان حرف انتخابی شما شروع می شوند را مشاهده و مطالعه بفرمائید
... و چند ضرب المثل سوادکوهی از کتاب اهدایی معصومه قنبری به اینجانب .
1 روز وِره دو ره، شو وِره خو دره مفهوم: در مورد کسی که در خواب غفلت بسر می برد و اسیر روزمرگی است عنوان می شود. 2- اَما بوردمی آروس وین، آروس بورده کِنِس چین مفهوم: وقتی به دیدن کسی بروند و آن شخص بدون توجه به کسانی که به دیدنش آمده اند، دنبال کار خود برود این مثل را می زنند. 3- اونوقت تِره حالی بونه، گتِ لَوه خالی بونه در مورد کسانی عنوان می شود که در خواب غفلت هستند و زمانی به اشتباهشان پی می برند که کار از کار گذشته است. 4- بامشی که پیر بیه، گَل وِره جول پِرنه وقتی انسان ضعیف شد زیردستانش جسور می شوند. 5- گا لش گودوش نیه، گنه جوله ول و وله برای کسانی بکار میرود که درست از عهده کارها بر نمی آیند و گناه را به گردن این و آن می اندازند. 6- شال کار بی بو کسو بخره، خی دار کوفا له دا. در عدم توانایی شخص در انجام کاری عنوان می شود. 7- امه خشک دره هم اتا روز او کفنه موقعی که می خواهند امیدواری خود را به آینده عنوان کنند این ضرب المثل را بکار می برند. 8- تیناری گوره وِرگ خرنه قدرت در جمع میباشد و باید از تک روی و تکبر پرهیز کرد. 9- کرک که مرغنه نکنه، صحرای کور کلاج مه کرک در مورد خویشاوندی که نفعی برای نزدیکانش نداردعنوان می شود. 10- عروس هر چی قشنگ بوئه، اتا بار رونما کنّه برای کسی که پرتوقع باشد و همیشه انتظارچشم روشنی داشته باشد به کار می رود. 11- شال شکار شونی شه اسلحه ره دار در همه کار باید جانب حتیاط را نگه داشت و کسی که رو در روی تو ایستاده را نباید دست کم بگیری 12- اسب خرینی ونه یالّه هارش، گو خرینی دنباله هارش، زن ورنی زنمارره هارش در انتخاب دقیق و دور از احساسات بیان میشود. 13- مَر هر چی وَل وَل راه بوره، شه کلی دله راست شونه. انسان شاید در برخورد با دیگران صادق نباشد و حتی دروغ بگوید اما در مورد خودش باید صادق باشد. 14- گالش گو خانّه زیاد بون، همدیگرره لسنّه مهربانی و محبت بین اعضای خانواده موجب ازدیاد خیر و برکت می شود. 15- کربلا من دیمه، مهر و تسبیح خَوِر ره ته دارنی وقتی کسی اطلاع چندانی از یک موضوع ندارد و در حضور شخصی آگاه به آن موضوع اظهار نظر می کند |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 آذر1390ساعت 19:6 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
پاییز هزار رنگ اساس
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 13:27 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
باز این جه نوحه و چه عزا و چه ماتم است .
روضه عاشورا ؛ دکتر علی شریعتی: شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49؛ گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان وتعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آذر1390ساعت 11:7 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
پیرامون جوانان اساس بیشتر باید نوشت ولیکن در پستی دیگر با حس و حالی بهتر اما فعلا به همین بسنده می کنم که جوانان اساس در قضیه عزاداری دهه محرم اولین گروه هستند که شب اول شام می دهند و در عصر عاشورا هم آخرین گروه هستند که شام می دهندشب اول شبی است که هنوز برنامه آرایش نگرفت و شب یازدهم بسیاری در فکر رفتن به محل زندگی و کسب و کار خود هستند .
در این میزبانی یک رمز وجود دارد اینکه آغاز کننده و تمام کننده شام دهی جوانان اساس هستند ، برایشان تعداد و یا اشخاص و یا کدام شب مهم نیست یعنی در تواضع تمام و بدون ادعا این کار را می کنند که این فلسفه واقعی اتعام دهی به عزاداران امام حسین ع می باشد . در اینجا از این همت جوانان اساسکه صادقانه و متواضعانه صورت می گیرد تقدیر و تشکر میگردد باشد تا مورد قبول حضرت حق فرار گیرد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 13:1 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
صدای پیامک تلفن همراه مرا وا داشت تا دست به تلفن همراه ببرم و آنرا بخوانم. السلام علیک یا اباعبدالله برنامه سخنرانی پس از روضه و شام در روستای اساس بشرح ذیل : شب سوم : دکتر محسنی شب چهارم : دکتر رمضانی شب پنجم : دکتر اسلامی شب ششم : دکتر صدیقی شب هفتم : دکتر صدیقی شب هشتم : ؟ شب نهم : ؟ شب دهم : ؟ بسیار خوشحال شدم که دوستان ابتکار جالبی بخرج دادند تا بر بار علمی مراسم شب های محرم بیافزایند . این برنامه با همت جوانان محل و با همکاری آقایان نعمت الله سنجابی و قربانعلی سنجابی و حمایت هیئت امنا حسینیه، شورای اسلامی و بسیج روستای اساس انجام می پذیرد که جای تشکر و قدر دانی دارد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 12:48 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
با عاشورا و . . .
باز عاشورا ، اما بی مش مردا دایی ، باز عاشورا ، اما بی عوض دایی ، باز عاشورا ، اما بی علی پناه دایی ، باز عاشورا ، اما بی باب الله دایی ، باز عاشورا ، اما بی ماری خاله ، باز عاشورا ، اما بی رباب خاله ، باز عاشورا ، و همه رفتگان که رفتند ، باز عاشورا و ما که هستیم و انشا الله که انسان هستیم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آذر1390ساعت 20:6 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
روزنامه کیهان، ویژه نامه مازندران، چهارشنبه 25/08/1390 سپاس و ستایش خدایی را که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان و انوار حکمت او در دل شب تار درخشان است و بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید. |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 آذر1390ساعت 7:21 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
مگر حضرت عزرائیل " این ور سی دره " .
دیروز در مجلس سوم علی پناه دایی آمد و کنار بخاری نشست از دور حواسم به او بود ، با بیش از ۸۵ سال سن انگار مشکلی نداشت . . . امروز ساعت هفتو نیم صبح بود که در بیمارستان امام ساری خبر فوت باب الله دایی را شنیدم ، بعد از ظهر که جهت عرض تسلیت به منزل مرحوم رفتم نوروزعلی داش میگفت عادت داشت صبح ها زودتر از همسرش از خواب بیدار می شد و پس از آماده سازی صبحانه و رسیدن به کار مرغ ها ایالش را بیدار می کرد - البته هنوز هم از طلوع خورشید خبری نبود- . . . اما امروز صبح ظاهر تنبلی کرد و خواست دیرتر بیدار شود لذا "صبحگل خاله" زودتر از همسرش از خواب بیدار شد و اینبار او کارها را انجام داد و پس از آن به سراغ بابالله دایی رفت ، که بابالله دایی رفته بود ... و این هم عبرت برای من که دیروز در مجلس ختم سوم علی پناه دایی ، امروز تشیع جنازه بابالله دایی ، و فردا سالگرد مراد دایی ، باشد تا حضرت حق دیگر چه پسندد ... خداوند این سه عزیز را بیامرزد و سرنوشت همه ما را ختم بخیر کند . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 19:28 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
هر که با خدا بود پیش خداست . همین دو روز قبل بود که در بیمارستان امام ساری تخت ابوی کنار تختش قرار گرفت خدمتش رفتم و روبوسی کردم ، او قاسم جان گفت و جمله اش را ناتمام گذاشت . . . دیروز را در سی سی یو بود وقتی آوردنش گویی خودش نبود چون وقتی که برای عیادت بالای سرش رفتم او را نشناختم و مسعود پسرش هم گفت بار اول که بالاس سرش رفتم نشناختمش . . . امروز ۳۰ آبان ساعت هشت و نیم به اتاقش که در کنار اتاق ابوی بود رفتم ، به حسین که بالا سرش بود گفت بلندش کند بلند کردیم و نشست نگاهمان در هم آمیخت ، با صدایی که اصلا به گوش نمی رسید به ما فهماند که به ارسلان - نوروزی - بگوئید بیاید و ... ساعت یک جواب آزمایش ابوی را می بردم به بخش بدهم که دیدم حاجی کاظمی و حاجی میرزاعلی سنحابی تختی را که کاملا با ملحفه سفید پوشیده شده است را به سمت آسانسور می آورند . . . بله علی پناه دایی به رحمت ایزدی رفت . . . خداوند او را رحمت کند و به بستگانش صبر عطا فرماید . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 آبان1390ساعت 14:33 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
منظومه اساس ۲ /شعر از قاسمعلی ایران منش / پاییز ۱۳۹۰
۲/ سیو اَبر: نِماشونا ، هِوا رِه ، میها بَیته سیو اَبر ، "اساس ۱ِ" سَر ، جا بَیته "نَفتِه۲" ي کول سر رِه ، اَلب بَزوئه گِمونم اَتا وِره ، کَلِب بَزوئه "گَت سی۳"،این چَک و اُون چَک،هاکِرده "خُرده سی۴" ، هِمسایه جا شَک ، هاکِرده "سی تِک۵"،"عاروس ماه۶" رِه،چِشمِک بَزوئه "تَپه۷" ، بَلِرزِسسته ، تیرِک بَزوئه میها ، "چاردره۸" جا ، بالا بیمو "کِنس کاج ۹ِ" ، قدِ ، اِندا بیمو ناگِمون ، "سَگ بَکوشتِک۱۰" ، جَخت بیارده "لَپِر۱۱" ، اِشنافه ره ، بی وَقت بیارده شِلاب بیته ، چاچکیلِه ره ، بَشِستِه مِه دل ، شِه سِفره ی غمه ِ ، دَوسته خِشال بیه ، باته غمهِ ، او دِمبه وِنه همراه ، اَتی چِشه ، سو دِمبه تِموم دل گبی ره ، دِمبه باد ره تِموم چِش اسری ره ، شِلاب ره اِسا مِه دل ِ غم ، بیه جم و جور اَتی ره یِر هدائه ، اَتی رِه یور اَتی ره ، دَمکشه ، هِدا هوا ره اَتی ره ، قِرت هِدائه ، تا دِباره *** قابل توجه : الف- نوشته هاي داخل گيومه " " نام مناطق روستاي اساس است كه براي اهالي اساس تعريف شده و بشرح ذيل مي باشد . (۱- "اساس ۱ِ"روستاي اساس در ۷ كيلومتري پل سفيد در شهرستان سوادكوه . ۲-"نَفتِه۲" قله جنگلي در قسمت جنوبي اساس . ۳-"گَت سی۳" بلندي اي كه روستاي اساس پشت آن واقع شده است. ۴- "خُرده سی۴" ، هِمسایه گت سي ۵- "سی تِک۵"، راهي در قسمت شمالي روستا كه به جنگل ختم ميشود . ۶- "عاروس ماه۶" منطقه جنگلي روبروي سي تك و كناره روستا كه به جنگل ختم مي شود . ۷- "تَپه۷" ، تپه اي پشت روستاي اساس. ۸- ، "چاردره۸" دره اي در قسمت غربي روستاي اساس. ۹- "کِنس کاج ۹ِ" ،اول محل از جاده اصلي از پل سفيد . ۱۰"سَگ بَکوشتِک۱۰" آخر محل بسمت رودخانه تلار . ۱۱- "لَپِر۱۱" دشت بزرگ و وسيع در قسمت غربي روستاه . ب- اين منظومه در ۱۰ قسمت مي باشد كه انشاالله به ترتيب در پست هاي بعدي قرار خواهد گرفت . ج- قابل ذكر است اينجانب از پيشنهادات جهت اصلاح منظومه اساس استقبال مي كنم . ادامه دارد . . . |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 آبان1390ساعت 11:50 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
پر دنه / علي حسن نژاد پَرْدِنِهْ سَنْگا، چِلا چُورِه تِه چِشْ خُونْدِنِه مِه نَديِه خُورِه تِه چِشْ مِنْ كِهْ تِهْ مَسْتِ چِشِ دِچارِمِهْ اَتّانا، هِزارْ هِزارْهِزارِمِهْ مِنْ كِهْ شِه سايه ي جا، فِراريْمِه تِهْ چِشا، دَسْتا، دِلِ قِراريْمِه چارْ هِنيْشِهْ تِه پَلي چِهِلْ وونِه سِفْتِ سَنْگْ تِهْ بُوجِهْ زِنْدِه دِلْ وونِه خامْبهْ كِهْ سَرْدِ هِوارِه تَشْ هادي مِهْ تَنِ زَرْدِ قِوارِه تَشْ هادي خامْبِهْ تِهْ مَسْتِ صِدارِه دَپُوشِمْ تِهْ تَنِ سُوزِقِوارِه دَپُوشِمْ غِرْصِه رِهْ چُو بَزوئِن مِرِهْ وِنِهْ دِل ْبهْ دِرْيوبَزوئِنْ مِرِهْ وِنِهْ خاكا ،سَنْگا ،چِلاچُويه دَسْ اَسْيْر خِدْرِه پِرْزُو بَزوئِنْ مِرِهْ وِنِهْ مِنْ نِخامْبِهْ چِلْچلارِهْ پرْبُوجِنْ اوْجيآ،بچابچارِهْ سَرْ بُوجِنْ مِنْ نتومْبِهْ سَرْسَريشابْ بَزِنِمْ تُورّهْ بَيْرِمْ،اِفْرارِهْ لابْ بَزِنِمْ خامْبِهْ كِهْ سَنْگا شْيشِه رَفِقْ بُوئِنْ تُور ا اِفْرايه ريْشِه رَفِقْ بُوئِنْ مِنْ نِخامْبِهْ مِهْ چايي شْيرينْ بُوئِه اينْ وَرْ اونْ وَرْ كِراتِ پَرچين بوئه خامْبِه كِه مِرْدِمِ نُونْ خِرِشْ دارِه لابْ بَزِه خِشْكِ زَمينْ وارِشْ دارِه خامْبِه شَو روزِ گَلي رِه نَجوئِه دَسْ نَشِسْ تازِه هَلي رِه نَجوئِه مِنْزِلِ اَشْنيْكا گَلْ كِجاييْنِه اينْ هَمِه گَتْ گَتِ للْ كِجاييْنِه اَمِهْ تيمْ جارْ چِه هَمِشْ وَكْ كَفِنِه كِرْكا سيْكايِه كِلي كَكْ كَفِنِهْ خامْبي بيصْدا بَووشيْمْ ، نِلِنِّه وِلّا هَيْرا هَيْرا بَووشيْمْ، نِلِنِّه وِلّا اينْجِه اونْجِه كيْلُومي، كِنِسِّه بَوِّمْ خامْبي دِرْيا بَووشيْمْ، نِلِنِّه وِلّا اينْ هَمِه مَرْدِمِ بي پِلا كَچِه اينْ هَمِه بِرْمِه ي مارونا وَچِه اينْ طَرِفْ صِدا صِدايه لُو بَئيْتْ اونْ طَرِفْ بَمِردِ گَنْدآ،بُو بَئيْتْ اينْتي سازِ پِشْتي كِه سما نَنِه گُومْ بَئي كِلي جِه كِه دَرْ وا نَنِه اينْ گَتِ خِرابه هيچْ كَسْ دَنييِه خِدا هَمْ مَرْدِمِ وْنگْ رَسْ دَنييِه صَحْرا-آ دَشْتا،دَمِنْ بَمِرْدوئِه اينْ هِوارِه دِلْ نَونْ بَمِرْدوئِه دِلْ مِهْ خِشْكِ هِسْتِكارِهْ مُونْدِنِه بي كَساكارِ نِشارِهْ مُونْدِنِه غِرْصِه آ، دَرْدا،غَما،بَپيسِّ تَنْ اينْ هَمِه خَنْجِرا، اَتّا ميسِّ تَنْ شِهْ چِشْ دِلِه پِناهْ هادِهْ مِرِه سييو شُو دَكِتْمِهْ راهْ هادِهْ مِرِهْ تابِهْ كِي خِرابِه مِنْزِلْ تاريْكي وا هاكِنْ خِنِهْ رِه راه هادِه مِرِه اينْ دُومْبه كِهْ مِهْ جا دورِهْ تِهْ چِشْ اِشْنُونِه مِهْ برْمِهْ بُوره تِهْ چِشْ اينْتي كِهْ تَهَيِّه بَيْتِه سييو شُو دَكِّلامْ نَوِنِه مارْ بُورِه تِه چِشْ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 آبان1390ساعت 21:39 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 مهر1390ساعت 19:35 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
فاجعه در دریاچه ارومیه خدا کند این مصیب از دریاچه ارومیه رفع، و بر سر رودخانه تِلار ما نیاید . کلمه "فاجعه" در ذیل را نتخاب کنید ، نقشه دریاچه ارومیه را خواهید داشت
سپس ماوس را بر روی نقشه حرکت دهید تا به عمق فاجعه پی ببرید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 مهر1390ساعت 13:12 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
عَمَو من اينْ بازارِ متامِه/
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1390ساعت 21:33 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1390ساعت 21:28 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
اساس دره یا تِلار ، اساس دره ، بیشتر دودانگه ای ها به رود خانه تِلار که سرچشمه آن از تلار سربند سنگده است و از اساس می گذرد اساس دره می گویند . اساس دره یا تِلار ، رودخانه زیبای روستای اساس می باشد که چون رگ حیاتی اساس و منطقه می باشد . اساس دره یا تِلار ، روزگاری زلال چون اشک بود و به واقع هنوز هم زلالی خود را حفظ کرده است اما امروزه آنی نیست که روزگار نه چندان دور بوده است . آن روزگار نه چندان دور اساس دره یا تِلار محفل آبزیانی بود که گونه هایش در نادر می باشد از خرچنگ و مار آبی و . . . گرفته تا ماهی قزل آلا خال قرمز و ... آن روزگار نه چندان دور اساس دره یا تِلار تنها یاور کشاورزان در گرفتن شالیزاری بوده است که هنوز صدای شوپه گر را در لابلای نغمه ها و زمزمه های دل انگیز خود حفظ کرده است . آن روزگار نه چندان دور در اساس دره یا تِلار اثری از زباله یا آلاینده نبود که نبود . اما . . . . . . اما الآن . . . کاش نبود اینهمه زباله که تمام زیبایی و پاکی آن را به باد فنا داده است . چه باید کرد ؟ چه کسی چه باید کند ؟ کی باید کاری کرد ؟ و . . . ؟ از همین الآن دیر است که : ۱ - اعتراض خود را به هر شکلی بیان و رسانه ای نمائیم . ۲ - نامه اعتراضی و گلایه آمیز و درخواست پیگیری خود را به مسئولان مربوطه بنویسیم . ۳ - نامه اعتراضی و گلایه آمیز خود را به اهالی روستای بالا دست بنویسیم و از آنها بخواهیم حریم و حرمت آب و اساس دره یا تِلار را پاس بدارند . ۴ - گروهای مردمی خصوصا در بین جوانان جهت نظافت تشکیل گردد . ۵ - به یکدیگر گوشزد کرده و آموزش در رعایت از طبیعت را بین همگان خصوصا نسل آینده فرهنگ خود نمائیم . ۶ - دلنوشته های خود برای اساس دره یا تِلار را برای درج در این پست بنویسیم . ۷ - و . . . |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 شهریور1390ساعت 21:29 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
ایستگاه ترانه های مازندرانی ایستگاه اشعار مازندرانی
زباله تعريف مجموعه اى از مواد غير قابل استفاده و مازادى را که ضمن فعاليت هاى انسانى پديد مى آيد، زباله ناميده مى شود، زباله از منابع مختلف خانگى، مؤسسات، واحد هاى صنعتى، کارهاى ساختمانى کارخانجات تهيه مواد غذايى و غيره توليد مى گردد. مواد ترکيب دهنده زباله بستگى کامل به فصول مختلف سال، جميعت، ميزان مصرف روزانه، آداب و رسوم و روش زندگى توليد کنندگان دارد. بديهى است توليد سرانه زباله در هر کشور و منطقه متفاوت است. مراحل دفع زباله از بين بردن و دفع زباله سه مرحله دارد که عبارتند از: 1. نگهدارى موقت: در دو مرحله انجام مى گيرد، مرحله اول در منازل است که از وظايف خانه داران مى باشد. در اين مرحله به نکاتى بايستى توجه نمود؛ زباله هاى قابل تعفن، احتياج به نگهدارى دقيق ترى دارند و بهتر است ابتدا آب آن ها را قبلاً گرفته و سپس در چند ورق روزنامه پيچيده و سپس داخل ظروف قرار دهند. در انتخاب اندازه و جنس ظرف نگهدارى این نکات بايد رعايت گردد: الف ـ غير قابل نفوذ در برابر آب باشد. ب ـ در آن کاملا بسته شود. ج ـ جنس محکمى داشته باشد. د ـ به آسانى پر و خالى و تميز شود. ه ـ به اندازه مناسب باشد. ز ـ داراى دسته هاى جانبى يا بالايى باشد. 2. جمع آورى زباله: مهمترين مرحله دفع مواد زايد مى باشد. در اين مرحله چنان چه از روش هاى صحيح و متعادل استفاده گردد بسيارى از مشکلات برطرف خواهد شد. چنان چه زباله ها در اسرع وقت از جلوى منازل جمع آورى نشوند، علاوه بر آن که از ايجاد منظره زشت و ناخوشايند جلوگيرى مى کند، مانع ايجاد بوى تعفن نيز مى گردد. 3. دفع زباله: آخرين مرحله مى باشد که به روش هاى مختلف انجام مى گيرد: الف ) تلنبار کردن در محيط آزاد. بعلت ارزان بودن و اين که هيچ قاعده و قانونى ندارد و احتياج به افراد متخصص نيست در اکثر اجتماعات اجرا مى شود. اين روش، قديمى و غير بهداشتى است بدليل آن که تلنبار نمودن زباله ها در فضاى آزاد به ويژه در فصول گرم سال، بعلت گنديدن زباله ها بوى تعفن ايجاد مى گردد و از طرفى موجب تجمع مگس و موش مى گردد. ولى چنان چه بناچار بايد از اين روش استفاده گردد لازم است محل انتخاب شده از منازل مسکونى حدود 6 - 5 کيلومتر فاصله داشته باشد. ب ) سوزاندن در هواى آزاد. سوزاندن زباله در هواى آزاد بعلت وجود مواد مختلف، توليد گازهاى سمى مى کند و باعث آلودگى هوا مى گردد. ج) سوزاندن در دستگاه زباله سوز.اين روش، روش خوبى است و در اکثر ممالک مورد استفاده قرار مى گيرد. در اين روش زباله ها در دستگاه مخصوصى ريخته و با گرماى 1000 درجه سانتى گراد و هواى لازم (330 ليتر براى يک تن زباله) سوزانده مى شود خاکستر حاصل پس از سرد شدن توسط جريان آب به داخل کاميون ريخته شده و به خارج از کارخانه حمل مى شود. د) دفن بهداشتى زباله. اين روش را در هر اجتماعى که زمين کافى و مناسب وجود داشته باشد مى توان اعمال نمود. اصول اين روش ريختن مواد زباله در شيار و يا گودال موجود يا تعبيه شده در زمين، فشردن و پوشاندن آن با خاک مى باشد تا مانع در جريان هوا قرار گرفتن زباله گردند. فاصله محل دفن زباله تا شهر یا روستا بايستى حدود 15 - 10 کيلومتر باشد. اين روش در مقايسه با روش تلنبار کردن توليد تعفن و مشکلات ناشى از آتش سوزى و خطرات بهداشتى مانند پرورش حشرات و جوندگان را کم مى کند. و اما نقدی بر محل ریختن زباله شهرداری پل سفید در کنار جاده و نزدیکی اساس آنگاه که از پلسفید راهی اساس می شوی جاده مارپیچی را طی می کنی که چون ماری به داخل جنگل کشیده می شود و درختان برای هر عابری سر تعظیم فرود می آورند و اینگونه به نیابت از اساسی ها خیر مقدم می گویند . . . . . . و اما آنگاه که هنوز نفس زنان مسیر را پشت سر می نهی از دست چپت بوی بدی را استشمام می کنی که آن بو همان بوی زباله است . . . . در دل جنگل ، دپوی زباله ؟ بله در لابلای طبیعت بکر ، بشر کاری می کند که اصلا ستوده نیست بلکه قابل سرزنش نیز هست ، البته بدست کسانی که خود متولی بهداشت هستند همچون شهرداری پلسفید و پادگان دوآب و ... مردم روستای اساس هم که دادشان به جایی نمی رسد و از مدافعین محیط زیست هم خبری نیست که نیست و خود محیط زیست هم که . . . آن اتفاق ناگوار که در دل طبیعت می افتد تنها خوش بحال شغالها و سگ های ولگرد آن محیط است و حشرات موزی و کرمها و . . . و خوش نه بحال انسانها علی الخصوص اساسی های مظلوم و آنانی که جهت گذران اوقات فراغت به آن طبیعت زیبا پناه می برند . راستی همه این چیزها را همه می دانند پس چرا همه ساکت هستند ؟ مگر نه این که قانون اجازه تخلیه زباله در دل طبیعت را نمی دهد ، آیا مسئولان شهرستان سوادکوه قانون را نمی دانند؟ یا قانون گریزند ؟ این چاهی است که مسئولان بر سر راه مردم اساس کنده اند اما راه چیست ؟ چراه شورای محل اساس ساکت است ؟ چرا دهدار اساس ساکت است ؟ چرا بهداشت روستای اساس ساکت است ؟ چرا اهالی روستای اساس ساکتند ؟ البته شاید کارهای کرده باشند و من اطلاع نداشته باشم ؟ اما آنچه برای ما مانده است بوی بد الآن ، و آثار غیر بهداشتی بعدا ، و اثرات غیر قابل علاج آینده است . دوستان خواننده وبلاگ بیائید با امضای دادنامه ذیل اعتراض خود را به گوش مسئولین ذیربط برسانیم تا جلوی خیانت به طبیعت را گرفته و برای خودمان محیطی غیر آلوده را مهیا کنیم . دادنامه حضورمحترم همه مسئولان شهرستان سوادکوه سلام ما خوانندگان وبلاگ روستای اساس بدینوسیله مخالفت خود را با تخلیه و دفع غیر بهداشتی زباله در دل جنگل حاشیه راه پلسفید به روستای اساس اعلام نموده و ضمن تاسف به حال متولیان امر از جمله اداره بهداشت و محیط زیست شهرستان سوادکوه ، از همه آنهایی که می دانند و می توانند کاری برای جلو گیری از این خیانت انجام دهند خواهشمندیم ضمن تکریم به احوال طبیعت تمام همت و تلاش خود را در خصوص این مهم بکار بسته تا فردایی پاک را تحویل فرداپردازان دهیم . امضاء :
کسانی که تا الآن این داد نامه را امضا کردند عبارتند از : قاسم ایران منش ـ سی تک - رهگذر - اشک - حسین - مهیار سنجابی - مریم حمیدی - سنجو - کمال سنجابی - م س - گل - فاطمه س - حامد امیری - حسین - وهابی - محمد زمان سنجابی - ناشناس - معصومه سنجابی - ناهید از آلمان - لفظ کلام - نسوم - سوادکوهی - اکرم سنجابی - لطفا با اسم مستعار امضاء نفرمائید .
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 20:19 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
نامی برای موزه بومی محلی اساس ؟ . . . به نظرم بهتر است نامی برای موزه بومی و محلی اساس انتخاب کنیم لذا با خودم گفتم نظر دوستان را داشته باشم . بنابر این همه عزیزان می توانند پیشنهاد دهند . نظر خودم " - مجموعه سی تک - موزه بومی و محلی اساس " است . نظر شما ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 مرداد1390ساعت 14:11 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
بالاخره دیروز "تیرک" در جای خودش قرار گرفت . البته نه بر سر طبقه اول یا دوم ، یا مِنزِل ، که بر سر بالاترین قسمت مجموعه " سی تک " ، یعنی " نپار " . قرار این نبود ولیکن دلایل مختلفی دست به دست هم داد تا تیرک سری را برگزار کنم که قوی ترین ترین دلیلش نیمه شعبان تولد امام زمان می باشد . قابل ذکر است طرح " منزل و نپار " با مدیریت عموی بزرگوار ابوالخیر سنجابی اجرا شد و لذا دیروز با حضور ایشان و دو عزیز دیگر که ایشان را همراهی می کردند - عارف سنجابی و زمان وهابی ـ بالاترین و آخرین تیرک در جای خودش قرار گرفت و من و والده زحمت کش " ننه سنجابی " بعنوان صاحب کار این سنت دیرین را بجای آوردیم و همانند گذشته سینی ای را با میوه و شیرینی و کادو آماده کرده و به "نپار " رفتیم و با صلواتی بر "محمد و ال محمد " از زحمات استادکار و همراهان تقدیر و تشکر کردیم . لازم به ذکر است جاداشت ابوی محترم حضور می داشت که به علت بستری مجدد در بیمارستان امکان پذیر نشد باشد تا در مراسم افتتاحیه در حضور ایشان برگزار گردد . بدرود تا آن روز. |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 تیر1390ساعت 19:38 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
بقول مولوی :
مثنوی را اندکی تاخیر شد به دلایلی که بستگان و هم محلی ها از آن باخبرند و دیگر خوانندگان وبلاگ بی خبر . بیماری ابوی محترم حسابی بنده و خانواده را درگیر کرده بود و شرایط بین من و اینترنت فاصله ای انداخت که در چند سال اخیر کمتر این اتفاق افتاده بود . حالا نیم بند آمدم تا شاید به وظیفه خود عمل نمایم البته فکر و دکرم از وبلاگ جدا نبود خصوصا در مسیر ساختن منزل ابوی موضوعی در باره توسعه اساس به ذهنم رسید که جا دارد مفصل پیرامون آن بحث کنیم و در اینجا به همین اندک بسنده کنم که : اساس در تولید محصولات کشاورزی و دامداری باید متمرکز شود و به گردشگری هم میدان ظهور دهد .. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 19:22 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
مازرون / کیوس گوران
بیستا بیستا گمبه شرح شه ناخشی نا که دس مه رسنه تا به بریم نا که من قابل هر مجلسمه من که اینجه درمه بومبه سنگروش زنه کپل من و مه مشق و مداد خاننه تجلیل هاکنن مه برمه ره؟! خانّه ملهم بهلن مه دل زخم نا برار، نا مه خاخر، نا مه وچه هاده این آدم اهل افترا مگه ناتی که شونی راه علی؟ پس چه کننی دم به دم مه ره تری؟! چنده تهمت، چنده کتره، چنده فاش من اسیر بفرهی بهارمه نا پسرجان، نا دتر، نا مه خاخر تا که تک میم بزوئه هسسه بدود من نخامبه مه ره تقدیر هاکنین راه دوسسه تا مه کندای پلی ته اگه راسّ گنی تلی ره بی تا که در به مه صدا بلبل وار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 خرداد1390ساعت 23:3 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 19:24 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
قابل توجه خوانندگان وبلاگ فراخوان همکار نظر به ایجاد موزه بومی و محلی در اساس ، تصمیم است که اداره آن بصورت گروهی تحت عنوان " هیئت امنا موزه بومی و محلی سی تک اساس " انجام شود که بدینوسیله از علاقمندان به همکاری افتخاری دعوت بعمل می آید . ضمنا دوستان می توانند با مشورت آنهایی که به وبلاگ دسترسی ندارند و گرفتن جواب مثبت ، آن عزیزان را نیز معرفی نمایند . و اما عزیزانی که دست همکاری به حقیر داده اند : ابوالخیر سنجابی ، غلام واحدی ، نعمت الله سنجابی ، سعید سنجابی ، کمال سنجابی ،
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 خرداد1390ساعت 20:9 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"اساس" زادگاه من است . برای حضور در دنیای مجازی " وبلاگ اساس" را ايجاد نموده ام ، و این حداقل کاری بود که برای "اساس" از دستم بر می آمد . کهنسالان محل چه مرد و چه زن منابع و ذخیره هایی هستند که ضمن آرزوی سلامتی برای آنان ، پیشنهاد می کنم جوانان زمان را غنیمت شمرده و داشته ها ی نهفته در دل شان را به فردا نسپارید که پشیمانی را سودی نیست . و دو بیتی ای برای دل: برو بوريم سي تِك ره سر بزنيم شه دل ِحرف ِ ركاب سر بزنيم كارم ِ نوم ره بيريم نِكارم ! تل سِه خاطر ، شِه سر بزنيم اهل نقدم به هر شکل ممکن . _________قاسمعلی ايران منش آدرس روستا : سوادکوه ، پل سفید ، اساس ايميل :iranmanesh.ghasem@yahoo.com شماره تماس : 09121594674 |
|
RSS
|