![]() |
![]() |
|
| كَهو آسِمونِ كِمبه سفارِش ........................ هر كِجه يار شُونه نَهيره وارِش |
|
ترانه ای جاودانه از : زنده ياد نور محمد طالبي
آه تِلار او تا زانوئه / ته گره تو امشو بِرو امشو خنه چَل شوئه / ته گره تو امشو بِرو امه سره کوچه دِلوئه/ ته گره تو امشو برو گتِ کلِک نشونوئه / ته گره تو امشو برو سگ نالِون دوسوهه/ ته گره تو امشو برو لمپای نفت تا نصف شوئه / ته گره تو امشو برو امشوی شو مهتابه شوئه/ ته گره تو امشو برو اَمه پلا آبکش بزوئه/ ته گره تو امشو برو کِرسی تش گِل بزوئه / ته گره تو امشو برو کِچک برار مرگ خوئه / ته گره تو امشو برو گت برار مَله شوئه/ ته گره تو امشو برو پیره اِطاق بالاخنوئه/ ته گره تو امشو برو مه گَت مار سخت اشنوه / ته گره تو امشو برو اون کنار خس ته نومزوئه / ته گره تو امشو برو * لطفا ترجمه -خط به خط - و تحلیل تان از پیام این شعر را بنویسید .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 آبان1388ساعت 7:20 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 آبان1388ساعت 12:0 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
پر تلاش و زحمت کش ، مهربان و قدرتمند ، و . . .
او بیش از جهل سال عمر دارد و در محل زندگی می کند ، و خیلی کم از روستا خارج شده است اما اسمش بیشتر از خودش به دیگر نقاط سفر کرده است . اهالی و فامیل ها در صحبت ها خیلی یاد ایشان را زنده نگه می دارند و معمولا در تشابه قدرت جسمی ایشان را مثال می زنند . گِل ممد (گُلمحمد) برادر کوچکتر عَل ممد ( علیمحمد) می باشد ولی بیشتر از او مطرح می باشد . وقتی نام او را می شنوم آنچه پیش از هر چیز به ذهنم می زسد زحمت ایشان در پذیرایی ایام محرمی و روز عاشورا می باشد که بی هیچ ریایی کمک می کند . از اهالی و فامیلهای محترم تقاضا دارم چنانچه خاطره ای با ایشان دارند بنویسند تا در وبلاگ درج گردد .
بهترین مطلب پیرامون " گِل ممد " که حق مطلب را بیان نماید ، جناب کاظمی نوشته اند که در اینجا می آوریم : گل ممد فردي پر تلاش ، مسئوليت پذير ، قدرتمند و بسيار دلسوز مي باشد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 آبان1388ساعت 12:22 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
این تصویر ، عکس در باره وبلاگ ِ ، وبلاگ ِاساس می باشد ، چرا این عکس ؟ در یک سطر . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 آبان1388ساعت 0:11 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 21:29 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
||||||||||||||||||
|
مثل خرد مله گت مله ، یا خرد برار و گت برار ، .
دو ارتفاع پشت محل که از نظر جغرافیایی در جهت حفاظت محل از تند بادها ، خصوصا در ایام قدیم بعلت کمبود امکانات گرمایی بسیار موثر بود و نیز از نظر اقتصادی محلی برای کشت و کار می باشد و به قول امروزی ها " ویوی " آن هم کم نظیر است . از نظر نگارنده این دو برادر طبیعی و جغرافیایی ، آینده درخشان روستای اساس می باشد که فراوان جای کار دارد ولذا بر برنامه ریزان است تا این منطقه را در دید ارزیابی خود داشته باشند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 10:14 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
طرح ذیل شاید برای امروزیان دور از دسترسی باشد ولی روزگاری همه این کارها به نوعی در یک خانواده روستایی انجام می شد که بخاطر تنبلی رو به خاموشی رفت لذا اینجانب این شیوه قدیمی ولی قابل انجام را با احتساب مسائل مالی تقدیم می دارم تا شاید ذهن خفته ای را بیدار نماید .
مواردی که قابلیت پیگیری دارد : ۱- پرورش مرغان خانگی ( مرغ و خروس ، اوردک ، غاز ، بوقلمون ، . . . ) ۲- بدست آوردن تخم مرغ از مرغان خانگی ۳- کاشت سبزیجات و سیفی جات ۴- برداشت میوه های جنگلی ۵- تهیه ترشیجات خانگی ۶- پرورش گل 7- زنبور عسل 8- گلهای دارویی 9- دام های خانگی 10- پرورش قارچ 11- تهیه کود گیاهی تمام موارد بالا در یک شرایط معمولی در زمینی به متراژ پنج هزار متر تا یک هکتار در حاشیه جنگل قابل اجرا می باشد .
در اینجا می بینید که مصرفی خانواده هم محاسبه شده و حد اقل برای ۲نفر هم فرصت شغلی دیده شده که حتی می تواند بعنوان کار گر جذب و به تولید کمک کند . |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 مهر1388ساعت 23:57 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عکسی از مناظر روستای اساس
چشمه ولو مِنزل سر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 مهر1388ساعت 18:4 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
لطفا این تصویر را در یک خط تفسیر بفرمائید خواهشمندم از مسائل سیاسی خصوصا فضای سیاسی روز پرهیز نمائید . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 مهر1388ساعت 21:8 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
. . . همین دو ساعت پیش بود که وقتی به وبلاگ مراجعه کردم پس از مدتی خواستم مطلبی بنویسم ، خیلی فکر کردم ، اولین موضوع تکمیل مطلب نیمه کاره حاجی اسرافیل به ذهنم رسید ولی وقتی مطلب قبلی را خواندم دیدم می بایست دوستان کمکم کنند لذا مطلب زیر (تفسیر تصویر) را که در وبلاگ قرار دادم دوستی زنگ زد و جهت قدم زدن به بیرون منزل رفتم .
دقایقی نگذشت که مهندس علی کاظمی تماس گرفت و خبر فوت این بزرگ مرد محل را خبر داد . . . و : انا لله وانا الیه راجعون . صبح آماده رفتن به تشییع به بودم که خبر رسید ایشان فوت ننموده و در حالت کما هستند . . . تا اینکه ساعت ۲ بعد از ظهر آماده حرکت برای تشییع جنازه بودیم . . . و بعد در غسالخانه پلسفید . . . و سپس - تکه پیش - همانجایی که وعدگاه دیدار محلی ها بود آرامگاه حاجی اسرافیل سنجابی شد . . . . انتظاری که از بستگان ایشان وجود دارد این است که که این مکان را به صورت بسیار ساده و به دور از هرگونه فضا سازی باشد . از دوستان می خواهم مطلب قبلی (http://www.esas.blogfa.com/post-97.aspx) را مطالعه و در تکمیل آن کمکم کنید . ضمن عرض تسلیت به بستگان و اهالی محترم محل از خداوند متعال مسئلت دارم او را رحمت و روحش را شاد گرداند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 16:43 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
. . . علاقمندان به وبلاگ اساس ادامه فعالیت را پیشنهاد دهند تا با مساعدت و همکاری جمعی بیش از پیش موثر باشیم .
ظاهرا قراره وبلاگ دوباره فعال ظاهر شود . به امید خدا و تلاش دوستان . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 مهر1388ساعت 23:28 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
الهی به زیبایی سادگی به بالایی اوج افتادگی رهایم مکن جز به بند غمت اسیرم مکن جز به آزادگی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 مهر1388ساعت 23:23 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
آرامگاه اساس که اجداد و عزیزان ما را در بستر خود در آغوش کشیده است در مکان مناسبی واقع شده است و لیکن نیاز به فضا سازی بسیار اساسی دارد که در اینجا بیشنهاد و حقیر هم بعنوان یکی از عوامل اجرایی آمادگی خود را جهت هرگونه همکاری اعلام میدارم . الف : درخت کاری داخل محوطه آرامگاه . ب : ایجاد باغ گل در چند نقطه داخل محوطه آرامگاه . ج : ایجاد نماد آرامگاه خانه ابدی ( در ب ورودی یا مرکز محوطه ) در خصوص بند ج حتما باید با یک کار کارشناسی و فنی اقدام گردد . جا دارد طراحان و علاقمندان به همکاری طرح های خود را جهت ارزیابی در همین وبلاگ تقدیم نمایند . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 تیر1388ساعت 21:44 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
سروده ایران منش:
وا دکته صحرا ره
علی الظاهر وقت شونیشت سر رسیده چون وبلاگ دوستی باعث یاد آوری شعر بالا شده و ناخود آگاه دل تنگی شو نیشت خود را نشان داد و لذا با خودم گفتم بهتر است با دوستان در میان بگذارم و نظرشان را داشته باشم . منتظر پیشنهاد زمان مناسب هستم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 تیر1388ساعت 19:58 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
گویند روزی روزگاری قرار بود حاکم از مسیر ده عبور کند لذا به فرماندار گفتند به کدخدا بگوید که به مردم بگوید در مسیر ریگ بزنند . روز موعود فرا رسید و حاکم که از مسیر آن ده رد می شد دید مردم در مسیر نیشخند (ریگ) می زنند (مثل همین ریگ جناب تیساپه) ، حاکم پرسید فرماندار اینها چرا اینچوری می کنند ، فرماندار از کدخدا پرسید اینها چرا اینچوری می کنند : کدخدا گفت : جناب آقای فرماندار خودتان دستور داده بودید که مردم در مسیر ریگ بزنند و لذا اینها دارند ریگ می زنند ، و فرماندار هاج و واج به حاکم نگاه می کرد که حاکم هم بصورت مصنوعی به مردم ریگ می زد .!!!
ریگ زدن ( در زبان مازندرانی) : نیشخند زدن . توضیح : مبنای نوشتن این قسمت بر اساس جرقه ذهنی ای بود که از جناب تیساپه ایجاد شده بود . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 23:24 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
"هقنجیره" همان آلاکلنگ می باشد اما نوع چوبی آن بدین شکل که چوب شبیه دال را انتخاب کرده و اندکی وسط آن را گود کرده و چوبی دیگر را بصورت عمود در زمین فرو کرده و قسمت گودی چوب اول را بر نوک چوب دوم قرار می دادند و سعی می کردند بصورت تراز بایستد و بدین صورت اهالی علی الخصوص کودکان و نوجوانان "هقنجیره" می خوردند .
دوستان می توانند دیگر بازیها که در محل مرسوم بوده است را برایمان بنویسند . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 تیر1388ساعت 0:7 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
جا دارد به عزیزان خواننده عزیز وبلاگ عرض کنم نظرات در بخش نظر خواهی ثبت می شود ولیکن نشان داده نمی شود که احتمالا ایراد فنی می باشد لذا دوستان باید در نظر خواهی مطالب نو با شک و ابهام کلیک نمایند . تا شاید . . . با عرض پوزش از طرف این حقیر .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 18:55 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
یک پیشنهاد
پیرامون "چشمه سر" مطلبی را به این آدرس نوشتم (http://www.esas.blogfa.com/8710.aspx ). اما اینبار پیشنهادی دارم البته قبل از عنوان آن جا دارد عرض کنم بنده که در خارج از اساس زندگی می کنم هر گاه نام اساس را می برم می گویند همان روستایی که در آن یک چشمه زیبا و جوشان دارد را می گوئید ، و من با غرور می گویم بله و . . . و اما گفته بودم می خواهم یک پیشنهاد بدهم بله خواستم بگویم چطور است یک " نماد " که متناسب با آب و چشمه باشد ( مثل مسکِلا - شیردون - کوزه - و . . . و یا همه اینها) در کنار "چشمه سر " ایجاد نمائیم که بر زیبایی "چشمه سر" بیافزاید تا وقتی که محلی ها ، میهمانان و یاحتی گردشگران از این ریبایی لذت ببرند و یا چنانچه خواستند در کنار " چشمه سر اساس " عکس بگیرند آن نماد را هم در عکس خود به یادگار ببرند . و نیز این جازبه را تکمیل نمائیم . به طبع اصل طراحی و اجرا را باید کارشناسان رشته عمران و معمار خبره دخیل باشند که این پس از تائید طرح و تعیین هزینه می باشد . ولیکن نظرتان پیرامون اصل پیشنهاد چیست ؟ ضمنا نمونه نمادی که به ذهن تان می رسد را هم پیشنهاد فرمائید . جوشان و سر زنده باشید چون "چشمه سر" و پاینده و جاری باشید چون " رود تِلار" . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 تیر1388ساعت 22:15 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
این نوشته را با اجازه دوستان به زبان مازندرانی می نویسم که بتوانم فضای مورد نظر تئاعی شود .
. . . همه دونی که مشت عیسی ، ثروت عمه شی ، مه عمه شی هسته ، اون قدیما سی سال پیش خور ره گومبه ، که " مشت عیسی عمه شی" چپونی کرده و من و غِلوم و ممرضا ( غلام و محمدرضا واحدی ) که پسر عمه و پسر دایی بیمی نماشون سر شیمی چفت سر که موقع گِسفند بدوشتن کف بخریم . انده چش چش زومی که وقت ، سر هارسه تا انگوسه ره قرچه دله بزنیم وره کف مالی هاکنیم و ائی زبون جا شه انگوسه بلسیم و بقول معروف کِف ها کنیم . این قضیه هر روز امه کار بیه و دیگر مسائلی که سر فرصت تعریف کمبه . اما اتا چی مسه خله جای فکر اِشته این بیه که "مشت عیسی عمه شی" وقتی خواسته گِسفند یا بز ره بدوشه انده ونه گیون ره چنگ زوه که حیون بیچاره شل بیه ، و کار بدوشتن که تموم بیه ، بیچاره حیون انده چِنگ بیه که جان نداشته راست بوشه راه دکفه تا اینکه "مشت عیسی عمه شی" وره اتا میست زوه و حیون بیچاره راست بیه و همینتی چنگ بهی ، راه کته . اتی که فکر کمبه ویمبه اما ره هم "مشت عیسی عمه شی ِ بز " کار بکته که اسا ونه اتا میس بخریم و دم نیاریم . . . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 12:55 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
در زمان های قدیم، تاجری به روستایی كه ميمون هاي زيادي در جنگل هاي حوالي آن وجود داشت رفت و خطاب به مردم روستا گفت: من ميمون هاي اينجا را خريدارم و حاضرم به ازای هر میمون ۱۰ دلار به فروشنده پرداخت می کنم. مردم روستا که جنگل مجاور روستایشان پر از میمون بود خوشحال شدند و به راحتي معامله را قبول کردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 4:43 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
سوادکوه شهرستانی است که دارای اصالت فرهنگی خاص خود بوده و هست. مردمانی خونگرم و مهماننواز که غنی ترین سرزمین از لحاظ تاریخ و فرهنگ مردم ” توده شنا سی ” را در خود داراست. سوادکوه تاریخ , فرهنگ , میراث اقوام کهن است. کمتر سرزمینی را در دل ایران کهن می توان یافت که کوه , جنگل , غار , قلعه , آبشار , چشمه ,رود , دریاچه , برج , پل , امامزاده و کلیسا را در خود جای داده باشد. سوادکوه در کتاب ها: اسم قدیم آن "شروین" بود برگرفته از اسم یکی از جبال مشهور این سرزمین این جبال در جنوب شرقی چرات از منطقه ولوپی واقع شده و طبق نظریه ای دیگر قدیمی ترین اسمی که این مکان داشته فرشوات یعنی کوه و دشت بوده است و این لفظ جز در بعضی از تواریخ و عتیقه ها در جایی دیگر دیده نشده است .عرب در کتب خود در دوره اسلامی خلفا سوادکوه را "شلفین" و " شروین" نگاشته است که اعتمادالسلطنه کتابی را در تاریخ و جغرافی سوادکوه نکاشته واسم آن را ”التدوین فی شرح احوال جبال ” نهاده است . شروین نام شخصی است که در این نواحی سلطنت و حکومت داشته است لذا بعد از نفوذ اعراب این کوهستان را جبال شروین نام نهادند . شهرهای سواد کوه عبارتند از :شیرگاه ، زیراب ، پل سفید و آلاشت . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 4:34 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
سعدی در یکی از داستان های خود میگوید: گروهی دزدان شاعری را گروگان گرفتند تا برای رئیس شان شعر بگوید ، همین که شاعر شعر خود را ایراد کرد، رئیس دزدان گفت: لباس او را از تن بیرون کرده و بیرونش کنید. بیچاره شاعر در هوای سرد زمستان با بدن برهنه در به در شد . سگهای ولگرد حوالی روستا که زوزه میکشیدند و شاعر را آنگونه دیدند ، به او حمله ور شدند و شاعر فرار را بر قرار ترجیح داد هر چه می دوید سگ ها دست بردار نبودند شاعر خم شد و دستبرزمین برد که سنگ بردارد و از جان خود در برابر حمله سگها دفاع کند، دید سنگها در گِل یخ زده است، بیاختیار فریاد برآورد: چه حرام زاده قوماند اینها . سنگ را بسته و سگ را رها ساختهاند؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 7:0 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
با یاد حضرت دوست
زیبنده است نقد را دیگران بنگارند ، لذا این حق برای اهالی قلم و حوصله باقیست اما . . . شروع خوبی داشتیم البته با تمام کاستی ها ، یاران خوبی هم به یکدیگر پیوستند و ارتباط خوبی برقرار شد اما . . . بعضی ها دست روی دست گذاشتند و فقط خواننده شدند که انتظار چیز دیگری بود و مشکلی هم اینکه حقیر هم مدتی به دنبال کار سیاست رفتم که می شود گفت نفس کار را بند آورده بود هر چند که جناب آقای علی کاظمی تلاش کردند کار را بر پا نگه دارند که جادارد از ایشان تقدیر و تشکر گردد ولیکن درد تنبلی دوستان نگارنده همچنان شامل حال ایشان بود و از قدیم هم گفتند یک دست صدا ندارد . بی شک پوست اندازی کرد و نو اندیشد حال چگونه را شما بفرمائید . البته نیاز است جلسه ای غیر مجازی یعنی حضوری با دوستان برگزار نمود و چاره کار را با همدیگر اندیشید لذا حقیر این نشست را حد اکثر تا نیمه تیر ماه را پیشنهاد می کنم . منتظر برنامه ریزی باشید . به امید دیدار ، سبز باشیبد . ایران منش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 تیر1388ساعت 9:25 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در مسجد روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در مسجد ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود. شياد به معلم گفت: بنويس «مار» معلم نوشت: مار نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي تخته كشيد. و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟ مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:15 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 9:44 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
مطلبي از علي كاظمي : طرح هادي روستاي اساس: ( به زودی اجراء خواهد شد ) طرحهای هادی روستایي از جمله پروژه هایی محسوب می گردند که در راستای فراهم سازی زمینه توسعه و عمران نقاط روستایی تهیه و اجرا می شوند. که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود ، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی ، تولیدی ، تجاری و کشاورزی ، و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را تعیین می نماید. مراحل اجراي طرح هادي : مرحله اول: تهیه نقشه پایه و وضع موجود روستا مرحله دوم : مطالعات پایه و تشخیص وضعیت مرحله سوم : تحلیل و استنتاج از بررسیها و تدوین چشم اندازها مرحله چهارم: تعيين پروژه های پيشنهادی و تهيه طرح هادی تذکر :با توجه به شرایط موجود سر صحبت را با هر يك از اساسي ها باز مي كردي و كمي درد دل مي كردي قريب به اتفاق از عدم توسعه يافتگي اساس به لحاظ تنگ دستي – عدم تامين نقدينگي و نداشتن امكانات كافي حرف دل و درد و رنج مشترك آنها خواهد بود. اجراي طرح هادي اساس مي تواند مرحمي بر اين آلام باشد. فوايد اجراي طرح هادي : 1- كليه زمينهايي كه در محدوده طرح قرار مي گيرند بطور دقيق نقشه برداري شده و براي هر يك از مالكين سند مالكيت صادر مي شود . 2- با توجه به ميزان تردد در هر يك از كوچه عمليات تعريض انجام ميگيرد كه داشتن راه مناسب عامل تعيين كننده ارزش زمينها در آن مسير مي باشد . 3- با توجه به اين كه طرح هادي توسط گروه مشاورين و كارشناسان خبره براي يك دوره دراز مدت طراحي مي گردد ايجاد تاسيسات و نيازمنديهاي عمومي و رفاهي روستا را در نظر مي گيرند . 4- نحوه ساخت و ساز سامان دهي شده كه باعث ارتقاء كيفيت بنا ها خواهد بود . 5- كليه كوچه ها و معابر با جدول كشي و زير سازي روكش آسفالت سرو سامان مي يابد . 6- هدايت آبهاي سطحي 7- كاهش اختلافات محلي بر سر تعيين سامان زمينها در بافت روستا به دليل صدور سند مالكيت 8- كاهش هزينه ها و كار هاي پر زحمت عمراني كه هميشه متوجه روستائيان بوده است . 9- و غيره .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 23:28 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
در گذشت نگهانی جوان ناکام سید احسان موسوی ( پسر دوم سید ابراهیم موسوی ) که ناجوانمردانه به قتل رسید به خانواده محترمشان تسلیت عرض نوده و صبر و شکیبایی را برای پدر و مادر داغدارش و دوستان و سایر بازماندگان از خداوند متعال مسئلت می داریم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 23:25 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
درگذشت ناگهانی جوان ناکام فرهاد زمانی ( پسر بزرگ علی زمانی ) را به خانواده داغدارش و به دوستان و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و صبر و شکیبایی را برای پدر و مادر غم دیده اش از خداوند متعال مسئلت می داریم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 23:34 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
مطلبی از هادی امیری :
طرح برق رسانی به سیدتاج الدین(ولوروار) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 23:0 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
همچنین از سایر دوستان که نامی از آنها برده نشده ضمن عرض عذر خواهی دعوت می شود در قسمت نظر دهید همین پست اعلام آمادگی نمایند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 0:26 توسط ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وبلاك اِساس را برحسب وظيفه و براي معرفي روستاي اساس كه زادگاه بنده است ،و نیز در جهت توسعه و پيشرفت آن ايجاد نموده ام و از همه خوبان جهت همكاري - نقد و بررسی و انتقاد و پیشنهاد - دعوت بعمل مي آورم . در اینجا خدمت جوانان و تحصیل کرده ها و عزیزانی که با حقیر همکاری می کنند عرض کنم که کهنسالان محل چه مرد و چه زن منابع و ذخیره هایی هستند که ضمن آرزوی سلامتی برای آنان پیشنهاد می کنم زمان را غنیمت شمرده و استفاده از داشته ها ی نهفته در دل شان را به فردا نسپارید که پشیمانی را سودی نیست . _________قاسمعلی ايران منش ايميل :iranmanesh_45@yahoo.com شماره تماس : 09112262802 هیئت تحریریه وبلاک : - کمال سنجابی و . . . |
| پیوندهای روزانه |
|
فرهنگ لغات مازندرانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
اشخاص / زندگي نامه طبیعت / جاذبه های عکس شعر نامه ها (دست نوشته هاي ) خاطرات آداب و رسوم عمومی شو نيشت توسعه همه جانبه تاريخ اساس جهت اطلاع و اقدام كارگروه ها |
| نویسندگان |
|
ایران منش / مدیر مسئول و سردبیر کمال سنجابی / مدیر فنی وبلاگ علی کاظمی / مدیر کارگروه عمران فاطمه سنجابی / مدیر کارگروه تاریخ اساس |
| پیوندها |
|
نظرات وبلگ اساس بلندا(كوهنوردي) بلندا ( تحلیلی ) اسكاتوش سرنوشت دراسله حكايت هاي زندگي |
|
RSS
|